❤دیاری پر از تنهایی❤             

زندگی میان مردمان بی عشق.......                               


خدااااا کمک1
جمعه 23 مهر 139505:18 ب.ظ   

سلام اومدم....

ولی وب نمی اومدم بهتر بود...

شاید از اولش اشتباه از من بود که عاشق شدم!

شاید عاشق شدن جرمه!

نمی دونم...

امروز 2 3مهر 95 بیتا بهم زنگ زد همین الان...

کاش تلفنمون میشکست و زنک نمیزد...

به شاه گفته بود اون دوستت داره...

وش اه روانی هم گفته بود:میشه بهش بگی دست از سرم برداره!

گفته بود مهم نیست!

نمی دونم چرا واقعا من مهم نیستم؟نه؟

هعی خدااااااا

چرا ایجوری میشه؟ چرا منو نمیخواد؟من چمه خدا؟خدا ببن منو؟

مگه چه بدی در حقت کردم شایان؟

حداقل محترمانه تر میگفتی نمیخوامش!

فقط از دور دوستت داشتم...مگه تقصیر منه که دوستت دارم...
ای خدا تورخدا من چی بهت گفتم اخه....

الان من چی کار کنم باید؟

دیگه وب ننویسم؟

ای خداا چی کار کنم الان؟
کم آوردم اونم خیلی!!!!!
Related image
-------------------
بعدا نوشت:دوستان ببخشید اصلا حالم خوب نبود ...مرسی از نظراتتون...
والا نمی دونم چم شده..ولی میدونم امروز بد ترنی روز عمرمه23 مهر!
مهر اصلا با  من مهربون نبود...بود؟
بازم مینویسم از دلتنگی ها م.از من دیونه ای که نمیتونه نخوادش...
نمیتونه دوستش ننداشته باشه.......
بارم دعا کنید...لطفا





    
عــآبیـ✌ :| کــامـــنت()