تبلیغات
❤دیاری پر از تنهایی❤ - چرا عاشقت شدم؟

❤دیاری پر از تنهایی❤             

زندگی میان مردمان بی عشق.......                               


چرا عاشقت شدم؟
سه شنبه 2 آبان 139607:38 ب.ظ   
دیروز با ملیکا حرف میزدم..
ازش پرسیدم اخیرا تو رو دیده یا نه و اینکه چی پوشیدی اگه دیده؟
ملیکا بهم چشم غره ای رفت و گفت:اخه تو تو شــآخر چی دیدی ک اینجوری میخواییش
با جیغ خفیفی گفتم:شاخر و نه و آقـا شایان!خوبه منم بهت بگم ماخر؟
و سوالشو بی جواب گذاشتم!دیروز با چرندگفتنامون توی سرویس گذشت!
امروز م که  شاه رو دیدم...
البته فقط یک صدم ثانیه ک از کنارم رد و شد من وقت نکردم یه لبخند بزنم!
این چند بار ک جواب لبخند هاش رو با اخم دادم خیلی پشیمون شدم!
شاه از اونایی نیست ک عاشق بی محلی بشه!
منم از اونا نیستم...
ولی خودم دارم از خودم دورش میکنم!
امرزو به این فکر میکرد که واقعا این پسر چی داره؟
چرا این حسو به شدارم..
صورتش رو مسم کردم و سعی کردم یه چیزی پیدا کنم که برتریشو ثابت کنه!
که عاشق چیش شدم
ولی نه! فقط فهمیدم من غرورش رو دوست دارم!با همین سن مردونه حرف زدنشو دوست دارم!
اینکه لوس نیست اینکه با دختراگرم نمیگره!اینکه جلف نیست!
اینکه مَرده!
اینکه من 4 ساله سعی میکنم بتونم یه لخبند روی لبش بایرم!
و حالا که لبخند میزنه دارم همین شانسو هم از خودم میگیرم!
من دوستش دارم چون اون شایانه!اون هرکسی نیست!
لحن حرف زدنش  و قدم برداشتنش رو دوست دارم!
و با خودم فکر میکنم که دختر چی میخواد از مرده ایده ال آینده اش جز این؟
شاه من زشت نیست!
خوشتیه و  معمولیه رو به بالا! ولی این معمولی برای من نهایت عشقه
!چشماش هم رنگی نیس فکر میکنم طوس یمایل به مشکیه! 
چشمای درشتی که من بینهایت عاشقشم!
وقتی بهم یه نگاه هم کنه دلم میلرزی و دارم از فرط خوشی به دیار باقی میشتافم!
دوست دارم مرد من!

Image result for ‫مرد من‬‎

    
عــآبیـ✌ :| کــامـــنت()