تبلیغات
زیر آسمون عشق❤ - پس چرا اسم من نیز شایـان است؟؟

زیر آسمون عشق❤            

                               


پس چرا اسم من نیز شایـان است؟؟
یکشنبه 25 تیر 139612:10 ب.ظ   
سلام دوستای عزیز...

فرصت نمیکنم کامنت هاتونو تایید کنم....

اما واقعا ممنونم که به یاد من هستید این برام خیلی با ارزشه...

پنج شنبه های میگذرن و برای من کلی هیجان و ارامش به همراه دارن...

هیجان دیدار شاه و دیدن آرامش چشمان پر غرور او!

پنج شنبه ی اول فوقلعاده بود!

همه چی عالی بود!

 و ارامش طولانی!

جای یکه من بههمراه 10 تن از فامیل های عزیز نشسته بودیم

 روبه روی مکانی بود که شاه و خانواده نشسته بودند!

و من هر چند ثانیه به چشمن زیباش خیره میشدم! فاصلهی میان ما شاید 5 قدم و یا کمتر بود!

و شاه لبخند میزد! و این پسرک مغرور بی احساس با لبخند چه دلنشین میشود!

اما حیف لبخندش بری من نبود! و او لبخند میزد به  آیـلیـان دختر دایی 1 ساله اش!

و من چقدر این آرامش را دوست داشتم!

و اما هفتهی بعد فوقلعاده بود و طولانی ترین روزهای عاشقی!

از سه شنبه همان هفته تا یک شنبه یهفته ی بعد هر روز شاه رو میدیدم!

نمی دانم چه اتفاقی افتاده بود که شاه و خانواده اش هر روز در خانه ی پدر بزرگ بودند!

هرچه که بود به درک! هم این آرامش و عشق من است ک چندین برابر شد!

و عادت من به تو باز هم بیشتر و بیشتر!
 و پنج شنبه ی دیگر!

من همراه بهترنی دوستم از بیرون بر میگشتیم و با لبخند با او حرف میزدم  و شنگول

اگهان تورا دیدم نشته بودی و یک نگاه پر آرامش هدیه دادی میا خنده هایم سکوت کردم و 

تلاش کردم تا بفهمم رنگ چشمانت چیست!!

سبز؟ طوسی؟یا شاید عسلی!!! هر باز که میبینمت نمی دانم!

شاید من توهم زده ام!

ودوباره رویت را به گوشیت بر گرداندی! و چشمانت را به موبایلت هدیه کردی!!

و من دردل حسرت یک بار دیگر نگاه تو!

واه شایان من! اه شاه مغرورو ب یاحساس من! چی میشود آخر این قصه ی عشق من و تو؟

من چه خواهم شد؟ نمی دانم!  تنها میدانم عاشقت خواهم ماند تا ابد!حتی شده کمی!

اصلا من به جهنَم! تو چه خواهی شد؟

به عشق خود خواهی رسید؟ عاشق کس دیگر ی خواهی شد؟

و آرامش چشمانت میشود سهم آن دیگری؟

اه شاه من! اصلا چرا تو را نسبَت میدَهم به خویش؟

نکند!

نکنَد قلب شاهَم برای ملکه ی دیگری بتپَد!

و میترسَم از روزی که  پسَرم بپرسد از من  و بگوید:مادر!

عشق دوران جوانیت چه نام داشت؟

و من هرسان و ترسان از او 

بگویَم شایان!

متعَجب بگوید مـآدر!

 پس چرا اسم مَن نیز  شایان است!!!

#پسرک_چشم_درشت:(

    
عــآبیـ✌ :| کــامـــنت()